سيد جعفر سجادى

1053

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

و در منطق مقابل حمليه است و آن بر چند نوع است و بهر حال قضيه شرطيه قضيه‌ايست كه حكم در آن معلق بر شرطى باشد مثال « ان كانت الشمس طالعه فالنهار موجود » و مقابل قضيهء حمليه است رجوع شود به قضيه شرطيه . ( از دستور ج 2 ص 210 ) شَرطيّات - ( اصطلاح منطقى ) شرطيات در مقابل حمليات است و آنها قضايائى هستند كه حكم در آنها معلق به حصول امورى ديگر باشد رجوع به حمليه و حمليات و قضاياى شرطيه شود . ( از ش ص 114 ) شَرطيَّهء مُتَّصِلَة - ( اصطلاح منطقى ) قضيه شرطيه متصله قضيه‌ايست كه حكم در آن بر اتصال حصول نسبت امرى باشد بر فرض وقوع امرى ديگر مثال « اگر آفتاب بر آيد روز روشن باشد » در مقابل شرطيه منفصله كه حصول حكم منوط بعدم حصول امرى است مانند « اين عدد يا زوج است يا فرد » كه زوج بودن معلق بر فرد نبودن است و بالعكس رجوع به قضيه شرطيه شود . ( از اساس الاقتباس ص 69 ) شَرطيَّه مُنفَصِلَة - ( اصطلاح منطقى ) رجوع به شرطيه متصله و قضيه شرطيه شود . شَرع - ( اصطلاح كلامى ) بفتح شين مشرعة الماء يعنى محلى كه از آن توانند به آسانى آب نوشند و شريعت نيز بدين معنى است و شرع آنچه را خداى متعال تشريع كرده است براى بندگانش از احكام گويند و شرع را دين و ملت هم خوانند احكام شرع را از آن جهت كه املاء و كتابت كنند ملت نامند و از جهت آنكه مشروع است شرع نامند و شريعت و ملت اضافت به نبى شوند گويند ملت رسول ( ص ) و شريعت . . . ( از كشاف ص 835 ) و بالاخره قوانين و اصول مذاهب را گويند شرايع مختلف هر يك با اصول و موازين مدنى و اخلاقى خود براى اصلاح جوامع بشرى پديد آمده‌اند . مولانا گويد : گر نكردى شرع افسون لطيف * بر دريدى هر كسى جسم حريف شرع بهر رفع شر رائى زند * ديو را در شيشهء حجت كند . از گواه و از يمين و از نكول * تا به شيشه در رود ديو فضول شرع را همچون ترازو دادن يقين * كه به دو خصمان رهند از مكر و كين گر ترا زو نبود آن خصم از جدال * كى رهد ازو هم و حيف احتيال شرع بهر زندگان و اغنيا است * شرع بر اصحاب گورستان كجا است شرع بىتقليد مىپذيرفته‌اند * بىمحك آن نقد را نگرفته‌اند حكمت قرآن چو ضال مؤمن است * هر كسى در ضاله خود موقن است . شَرعيّات - ( اصطلاح كلامى ) در مقابل عرفيات و عقليات است چنان كه گويند نهى در شرعيات مفيد حرمت است . ( توضيح ص 409 ) . شَرَف - ( اصطلاح هيوى و نجومى ) اهل احكام نجوم از حلول كواكب در هر يك از بروج و اجزاى آن ادراك تأثيرات سعد و نحس كرده‌اند و از اين جهت اعتباراتى نموده‌اند از آن جمله شرف ، هبوط .